سطر مستقل · شماره 3
اندیشناک از حرارتی تازه که در رگ های کبود پستانش می گذشت
شاعراحمد شاملواثرمیلاد
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
نفس کوچک باد بود و حریر نازک مهتاب بود و فواره و باغ بود
# - 2
و شب نیمه ی چارمین بود که عروس تازه به باغ مهتاب زده فرود آمد از سرا گامزنان
# - 3
اندیشناک از حرارتی تازه که در رگ های کبود پستانش می گذشت
انتخابشده - 4
و این خود به تب سنگین خاک ماننده بود که لیموی نارس از آن بهره می برد
# - 5
و در چشم هایش که به سبزه و مهتاب می نگریست نگاه شرم بود
# - 6
از احساس عطشی نوشناخت که در تنش می سوخت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «میلاد» است.