سطر مستقل · شماره 9
و شرمناک خاطره یی لغزان و گریزان و دیربه دست بود از آن چه با تن او رفت؛
شاعراحمد شاملواثرمیلاد
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
از احساس عطشی نوشناخت که در تنش می سوخت
# - 7
و این خود عطشی سیری ناپذیر بود چونان ناسیرابی جاودانه ی علف،
# - 8
که سرسبزی صحرا را مایه به دست می دهد
# - 9
و شرمناک خاطره یی لغزان و گریزان و دیربه دست بود از آن چه با تن او رفت؛
انتخابشده - 10
میان او بیگانه با ماجرا و بیگانه مردی چنان تند، که با راه های تنش آنگونه چالاک یگانه بود
# - 11
و بدانگونه آزمند بر اندام خفته ی او دست می سود
# - 12
و جنبش اش به نسیمی می مانست از بوی علف های آفتاب خورده پر،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «میلاد» است.