کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سطر مستقل · شماره 17

تا از خون من پرورده شوی به دردمندی دندان بر جگر فشردم همچون مادری که درد مکیده شدن را تا نوزاده ی دامن خود را از عصاره ی جان خویش نوشاکی دهد.

چهرهٔ احمد شاملوشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    انسان، اندیشناک و خسته و شرمسار، از ژرفاهای درد ناله یی کرد. و زمین، هم از آنگونه در سخن بود:

    #
  2. 15

    به تمامی از آن تو بودم و تسلیم تو، چون چاردیواری خانه ی کوچکی.

    #
  3. 16

    تو را عشق من آن مایه توانایی داد که بر همه سر شوی. دریغا، پنداری گناه من همه آن بود که زیر پای تو بودم!

    #
  4. 17

    تا از خون من پرورده شوی به دردمندی دندان بر جگر فشردم همچون مادری که درد مکیده شدن را تا نوزاده ی دامن خود را از عصاره ی جان خویش نوشاکی دهد.

    انتخاب‌شده
  5. 18

    تو را آموختم من که به جستجوی سنگ آهن و روی، سینه ی عاشقم را بردری. و این همه از برای آن بود تا تو را در نوازش پرخشونتی که از دستانت چشم داشتم افزاری به دست داده باشم. اما تو روی از من برتافتی، که آهن و مس را از سنگپاره کشنده تر یافتی که هابیل را در خون کشیده بود. و خاک را از قربانیان بدکنشی های خویش بارور کردی.

    #
  6. 19

    آه، زمین تنهامانده! زمین رهاشده با تنهایی خویش!

    #
  7. 20

    انسان زیر لب گفت: تقدیر چنین بود. مگر آسمان قربانی یی می خواست.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «پس آنگاه زمین...» است.