کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سطر مستقل · شماره 40

جان مرا اما تسلایی مقدر نیست:

چهرهٔ احمد شاملوشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 37

    اما مرا که ویران توام هنوز در این مدار سرد کار به پایان نرسیده است:

    #
  2. 38

    هم چون زنی عاشق که به بستر معشوق ازدست رفته ی خویش می خزد تا بوی او را دریابد، سال همه سال به مقام نخستین بازمی آیم با اشک های خاطره.

    #
  3. 39

    یاد بهاران بر من فرود می آید بی آنکه از شخمی تازه بار برگرفته باشم و گسترش ریشه یی را در بطن خود احساس کنم؛ و ابرها با خس و خاری که در آغوشم خواهند نهاد، با اشک های عقیم خویش به تسلایم خواهند کوشید.

    #
  4. 40

    جان مرا اما تسلایی مقدر نیست:

    انتخاب‌شده
  5. 41

    به غیاب دردناک تو سلطان شکسته ی کهکشان ها خواهم اندیشید که به افسون پلیدی از پای درآمدی؛

    #
  6. 42

    و رد انگشتانت را

    #
  7. 43

    بر تن نومید خویش

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 40 از «پس آنگاه زمین...» است.