سطر مستقل · شماره 7
اینک باد، پنجره ام رفته به بی پایان . خونی ریخت، بر سینه من ریگ بیابان باد!
شاعرسهراب سپهریاثربه زمین
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
تنه تاریکی ، تبر نقره نور.
# - 5
و گوارایی بی گاه خطا. بوی تباهی ها، گردش زیست.
# - 6
شب دانایی. و جدا ماندم : کو سختی پیکرها، کو بوی زمین، چینه بی بعد پری ها؟
# - 7
اینک باد، پنجره ام رفته به بی پایان . خونی ریخت، بر سینه من ریگ بیابان باد!
انتخابشده - 8
چیزی گفت، و زمان ها بر کاج حیاط ، همواره وزید و وزید. اینهم گل اندیشه ، آنهم بت دوست.
# - 9
نی ، که اگر بوی لجن می آید، آنهم غوک ، که دهانش ابدیت خورده است.
# - 10
دیدار دگر، آری : روزن زیبای زمان.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «به زمین» است.