سطر مستقل · شماره 11
ترسید، دستم به زمین آمیخت. هستی لب آیینه نشست، خیره به من : غم نامیرا.
شاعرسهراب سپهریاثربه زمین
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «به زمین» است.