سطر مستقل · شماره 9
و همیشه خوشه چینی از راهم گذشت ، و کنار من خوشه راز از دستش لغزید.
شاعرسهراب سپهریاثرآوای گیاه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
رها کردم، تا ریزش نور ، شب را بر رفتارم بلغزاند.
# - 7
بیداری ام سر بسته ماند : من خابگرد راه تماشا بودم.
# - 8
و همیشه کسی از باغ آمد ، و مرا نوبر وحشت هدیه کرد.
# - 9
و همیشه خوشه چینی از راهم گذشت ، و کنار من خوشه راز از دستش لغزید.
انتخابشده - 10
و همیشه من ماندم و تاریک بزرگ ، من ماندم و همهمه آفتاب.
# - 11
و از سفر آفتاب، سرشار از تاریکی نور آمده ام:
# - 12
سایه تر شده ام
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «آوای گیاه» است.