سطر مستقل · شماره 41
دو چشمش برق زد تا دید رخشان چهر " احمد " را -
شاعرمهدی سهیلیاثرطلوع محمد
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 38
به کوته لحظه ای گرداند سر را " آمنه " با هاله امید
# - 39
تنش نیرو گرفت و در دلش نور خدا تابید
# - 40
چو دید آن حاصل کون و مکان و لطف سرمد را -
# - 41
دو چشمش برق زد تا دید رخشان چهر " احمد " را -
انتخابشده - 42
شنید از هر کران عطر دلاویز محمد را
# - 43
سپس بشنید این گفتار وحی آمیز:
# - 44
- الا، " ای آمنه " ای مادر پیغمبر خاتم!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 41 از «طلوع محمد» است.