مصرع نخست · شماره 9
عمر پا بر دل من می نهد و می گذرد...، کاروانی همه افسون، همه نیرنگ و فریب!
شاعرفریدون مشیریاثرکاروان
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
زودتر کاش به سر منزل مقصود رسد، سحری جلوه کند این شب ظلمانی را.
# - 7
پنجه مرگ گرفته ست گریبان امید، شمع جانم همه شب سوخته بر بالینش
# - 8
روح آزرده من می رمد از بوی بهار، بی تو خاری ست به دل ، خنده فروردینش
# - 9
عمر پا بر دل من می نهد و می گذرد...، کاروانی همه افسون، همه نیرنگ و فریب!
انتخابشده - 10
سال ها باغ و بهارم همه تاراج خزان، بخت بد، هرچه کشیدم همه از دست حبیب
# - 11
دیدن روی گل و سیر چمن نیست بهار، به خدا بی رخ معشوق، گناه است! گناه!
# - 12
آن بهار است که بعد از شب جانسوز فراق، به هم آمیزد ناگه... دو تبسم: دو نگاه!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «کاروان» است.