مصرع نخست · شماره 7
پیشانی اش : سپیده صبح امید بود، زیباتر از سپیده و روشن تر از امید!
شاعرفریدون مشیریاثراشک شوق
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
حرف وفا به دیده و صد راز در نگاه؛ شیرین بود ز راه نظر گفت وگوی عشق
# - 5
در چشم دلفریبش، غوغای شوق بود، غوغای شوق بود و جوانی و آرزو
# - 6
رویای زندگانی جاوید، جلوه داشت، در پرتو تبسم آن ماه لاله رو
# - 7
پیشانی اش : سپیده صبح امید بود، زیباتر از سپیده و روشن تر از امید!
انتخابشده - 8
سر تا قدم طراوت و زیبایی و نشاط، دست طلب به دامن وصلش نمی رسید
# - 9
آن جا که اشتیاق شرر زد به تار و پود، آن جا که دل کشید، به صد التهاب، آه
# - 10
آن جا که لب نداشت توانایی سخن، آن جا که سوخت تاب و شکیبایی نگاه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «اشک شوق» است.