مصرع نخست · شماره 3
می بینمت هنوز به دیدار واپسین، گریان درآمدی که: «فریدون خدا نخواست!»
شاعرفریدون مشیریاثرشباهنگ
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
باور نداشتم که گل آرزوی من، با دست نازنین تو بر خاک اوفتد
# - 2
با این همه، هنوز به جان می پرستم؛ بالله اگر که عشق چنین پاک اوفتد
# - 3
می بینمت هنوز به دیدار واپسین، گریان درآمدی که: «فریدون خدا نخواست!»
انتخابشده - 4
غافل که من به جز تو خدایی نداشتم، اما دریغ و درد نگفتی چرا نخواست!
# - 5
بیچاره دل خطای تو در چشم او نکوست، گوید به من: «هر آن چه که او کرد، خوب کرد»
# - 6
«فردای ما» نیامد و خورشید آرزو؛ تنها سپیده ای زد و آنگه ... غروب کرد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «شباهنگ» است.