مصرع دوم · شماره 6
«فردای ما» نیامد و خورشید آرزو؛ تنها سپیده ای زد و آنگه ... غروب کرد
شاعرفریدون مشیریاثرشباهنگ
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
می بینمت هنوز به دیدار واپسین، گریان درآمدی که: «فریدون خدا نخواست!»
# - 4
غافل که من به جز تو خدایی نداشتم، اما دریغ و درد نگفتی چرا نخواست!
# - 5
بیچاره دل خطای تو در چشم او نکوست، گوید به من: «هر آن چه که او کرد، خوب کرد»
# - 6
«فردای ما» نیامد و خورشید آرزو؛ تنها سپیده ای زد و آنگه ... غروب کرد
انتخابشده - 7
بر گور عشق خویش شباهنگ ماتمم، دانی چرا نوای عزا سر نمی کنم؟
# - 8
تو صحبت محبت من باورت نبود، من ترک دوستی ز تو باور نمی کنم
# - 9
پاداش آن صفای خدایی که در تو بود، این واپسین ترانه تو را یادگار باد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «شباهنگ» است.