مصرع نخست · شماره 11
دیگر ز پا فتاده ام ای ساقی اجل، لب تشنه ام، بریز به کامم شراب را
شاعرفریدون مشیریاثرشباهنگ
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
تو صحبت محبت من باورت نبود، من ترک دوستی ز تو باور نمی کنم
# - 9
پاداش آن صفای خدایی که در تو بود، این واپسین ترانه تو را یادگار باد
# - 10
ماند به سینه ام غم تو یادگار تو، هرگز غمت مباد و خدا با تو یار باد.
# - 11
دیگر ز پا فتاده ام ای ساقی اجل، لب تشنه ام، بریز به کامم شراب را
انتخابشده - 12
ای آخرین پناه من، آغوش باز کن؛ تا ننگرم پس از رخ او آفتاب را.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «شباهنگ» است.