مصرع نخست · شماره 11
ناگاه عشق مرده سر از سینه برکشید، آویخت همچو طفل یتیمی به دامنم!
شاعرفریدون مشیریاثربازگشت
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
وین نیمه جان سوخته از اشتیاق را، خاکستر از حرارت آغوش او کنم
# - 9
چشمان من به دیده او خیره مانده بود، رخشید یاد عشق کهن در نگاه ما.
# - 10
آهی از آن صفای خدایی زبان دل، اشکی از آن نگاه نخستین گواه ما.
# - 11
ناگاه عشق مرده سر از سینه برکشید، آویخت همچو طفل یتیمی به دامنم!
انتخابشده - 12
آنگاه سر به دامن آن گذاشت، آهی کشید از سر حسرت که : این منم!
# - 13
باز آن لهیب شوق و همان شور و التهاب، باز آن سرود مهر و محبت ولی چه سود
# - 14
ما هر کدام رفته به دنبال سرنوشت؛ من دیگر آن نبوده ام و «او» دیگر او نبود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «بازگشت» است.