مصرع نخست · شماره 5
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی، جز زهرغم نریخت شرابی به جام من
شاعرفریدون مشیریاثراسیر
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم، زاری براین سراچه ماتم نمی کنم
# - 3
با تازیانه های گرانبار جانگداز؛ پندارد آن، که روحم را رام کرده است
# - 4
جان سختیم نگر،که فریبم نداده است، این بندگی، که زندگی اش نام کرده است
# - 5
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی، جز زهرغم نریخت شرابی به جام من
انتخابشده - 6
گر من به تنگنای ملال آور حیات؛ آسوده یک نفس زده باشم حرام من!
# - 7
تادل به زندگی نسپارم،به صد فریب؛ می پوشم از کرشمه هستی نگاه را
# - 8
هرصبح و شام چهره نهان می کنم به اشک، تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «اسیر» است.