مصرع دوم · شماره 8
هرصبح و شام چهره نهان می کنم به اشک، تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را
شاعرفریدون مشیریاثراسیر
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی، جز زهرغم نریخت شرابی به جام من
# - 6
گر من به تنگنای ملال آور حیات؛ آسوده یک نفس زده باشم حرام من!
# - 7
تادل به زندگی نسپارم،به صد فریب؛ می پوشم از کرشمه هستی نگاه را
# - 8
هرصبح و شام چهره نهان می کنم به اشک، تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را
انتخابشده - 9
ای سرنوشت، از تو کجا می توان گریخت؟من راه آشیان خود از یاد برده ام
# - 10
یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن، با من تلاش کن که بدانم نمرده ام!
# - 11
ای سرنوشت، مرد نبردت منم بیا، زخمی دگر بزن که نیفتاده ام هنوز
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «اسیر» است.