مصرع دوم · شماره 4
شراب جام خورشیدی، که جان را، نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.
شاعرفریدون مشیریاثرزهر شیرین
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش تر از اینت ندانم.
# - 2
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری، به غیر از « زهر شیرینت » نخوانم.
# - 3
تو زهری، زهر گرم سینه سوزی، تو شیرینی، که شور هستی از توست.
# - 4
شراب جام خورشیدی، که جان را، نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.
انتخابشده - 5
به آسانی، مرا از من ربودی، درون کوره ی غم آزمودی
# - 6
دلت آخر به سرگردانیم سوخت، نگاهم را به زیبایی گشودی
# - 7
بسی گفتند: «دل از عشق برگیر! که نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «زهر شیرین» است.