مصرع نخست · شماره 13
شبی، همراه این اندوه جانکاه، مرا با شوخ چشمی گفتگو بود.
شاعرفریدون مشیریاثرلال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
چه حال است این، که در شعری توان خواند؟ چه درد است این، که در بیتی توان گفت؟
# - 11
اگر احساس می گنجید در شعر، به جز خاکستر از دفتر نمی ماند!
# - 12
وگر الهام می جوشید با حرف؛ زبان از ناتوانی در نمی ماند.
# - 13
شبی، همراه این اندوه جانکاه، مرا با شوخ چشمی گفتگو بود.
انتخابشده - 14
نه چون من، های و هوی شاعری داشت ولی، شعر مجسم: چشم او بود!
# - 15
به هر لبخند، یک «حافظ» غزل داشت. به هر گفتار، یک «سعدی» سخن بود.
# - 16
من از آن شب خموشی پیشه کردم، که شعر او، خدای شعر من بود!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «لال» است.