مصرع نخست · شماره 17در آینه بندان پریخانه ی چشممشاعرسایهاثرآواز بلندقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14در آینه ات دید و ندانست کجایی#15آواز بلندی تو و کس نشنودت باز#16بیرونی ازین پرده ی تنگ شنوایی#17در آینه بندان پریخانه ی چشممانتخابشده18بنشین که به مهمانی دیدار خود آیی#19بینی که دری از تو به روی توگشایند#20هر در که براین خانه ی آیینه گشایی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «آواز بلند» است.سطر پیشینبیرونی ازین پرده ی تنگ شنوایی→سطر بعدیبنشین که به مهمانی دیدار خود آیی←