مصرع نخست · شماره 17برخیز به شیدایی و در زلف وی آویزشاعرسایهاثربیت الغزلقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14حالی که ز دستم سر این رشته برون است#15سایه! سخن از نازکی و خوش بدنی نیست#16او خود همه جان است که در جامه درون است#17برخیز به شیدایی و در زلف وی آویزانتخابشده18آن بخت که می خواستی از وقت، کنون است#19با خلعت خاکی طلبی طلعت خورشید#20رخساره بر افروز که او آینه گون است#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «بیت الغزل» است.سطر پیشیناو خود همه جان است که در جامه درون است→سطر بعدیآن بخت که می خواستی از وقت، کنون است←