مصرع نخست · شماره 9لاله را بس بود این پیرهن غرقه به خونشاعرسایهاثردوزخ روحقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.6خاک ما را به گل و سرو و سمن حاجت نیست#7در بهاری که بر او چشم خزان می گرید#8به غزل خوانی مرغان چمن حاجت نیست#9لاله را بس بود این پیرهن غرقه به خونانتخابشده10که شهیدان بلا را به کفن حاجت نیست#11قصه پیداست ز خاکستر خاموشی ما#12خرمن سوختگان را به سخن حاجت نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 9 از «دوزخ روح» است.سطر پیشینبه غزل خوانی مرغان چمن حاجت نیست→سطر بعدیکه شهیدان بلا را به کفن حاجت نیست←