مصرع نخست · شماره 7دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندیشاعرسایهاثرزنده وارقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری#5چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان#6که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری#7دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندیانتخابشده8چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری#9نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند#10دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «زنده وار» است.سطر پیشینکه به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری→سطر بعدیچه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری←