مصرع دوم · شماره 8چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاریشاعرسایهاثرزنده وارقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان#6که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری#7دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی#8چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاریانتخابشده9نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند#10دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری#11همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «زنده وار» است.سطر پیشیندل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی→سطر بعدینرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند←