مصرع نخست · شماره 13سحرم کشیده خنجر که، چرا شبت نکشته ستشاعرسایهاثرزنده وارقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری#11همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد#12دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری#13سحرم کشیده خنجر که، چرا شبت نکشته ستانتخابشده14تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری#15به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من؟#16که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «زنده وار» است.سطر پیشیندگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری→سطر بعدیتو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری←