مصرع دوم · شماره 20منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باریشاعرسایهاثرزنده وارقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.17چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی#18بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری#19نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم#20منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باریانتخابشده21سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر#22که به غیر مرگ دیر نگشایدت کناری#23به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها#دربارهٔ این سطرسطر شماره 20 از «زنده وار» است.سطر پیشیننه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم→سطر بعدیسر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر←