مصرع نخست · شماره 11عجب کز چانه ی گرمت سخن ناپخته می آیدشاعرسایهاثرهم پیمانقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8چه خواهی گفتنش فردا؟ که زندانبان من بودی؟#9تو زندانبان من بودی و من زندانی ات، اما#10اگر نیکو بیندیشی تو هم زندان من بودی#11عجب کز چانه ی گرمت سخن ناپخته می آیدانتخابشده12نبودی خام اگر با آتش سوزان من بودی#13در این زندان من از خون دل خود آب می خوردم#14تو هم چون سایه بر این خوان غم مهمان من بودی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «هم پیمان» است.سطر پیشیناگر نیکو بیندیشی تو هم زندان من بودی→سطر بعدینبودی خام اگر با آتش سوزان من بودی←