مصرع دوم · شماره 6چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توستشاعرسایهاثرانتظارقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست#4جز باده ای که در قدح غمگسار توست#5ساقی به دست باش که این مست می پرست#6چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توستانتخابشده7هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان#8آسایشی که هست مرا در کنار توست#9سیری مباد سوخته ی تشنه کام را#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «انتظار» است.سطر پیشینساقی به دست باش که این مست می پرست→سطر بعدیهر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان←