مصرع نخست · شماره 5سماع سرد بی غمان خمار ما نمی بردشاعرسایهاثرسماع سردقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2هزار کاروان دل ز هر دری در آمدی#3ز بس که بال زد دلم به سینه در هوای تو#4اگر دهان گشودمی کبوتری در آمدی#5سماع سرد بی غمان خمار ما نمی بردانتخابشده6به سان شعله کاشکی قلندری در آمدی#7خوشا هوای آن حریف و آه آتشین او#8که هر نفس ز سینه اش سمندری در آمدی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «سماع سرد» است.سطر پیشیناگر دهان گشودمی کبوتری در آمدی→سطر بعدیبه سان شعله کاشکی قلندری در آمدی←