مصرع نخست · شماره 11اگر به قصد خون من نبود دست غم چراشاعرسایهاثرسماع سردقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8که هر نفس ز سینه اش سمندری در آمدی#9یکی نبود ازین میان که تیر بر هدف زند#10دریغ اگر کمان کشی دلاوری در آمدی#11اگر به قصد خون من نبود دست غم چراانتخابشده12از آستین عشق او چون خنجری در آمدی#13فروخلید در دلم غمی که نیست مرهمش#14اگر نه خار او بدی به نشتری در آمدی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «سماع سرد» است.سطر پیشیندریغ اگر کمان کشی دلاوری در آمدی→سطر بعدیاز آستین عشق او چون خنجری در آمدی←