مصرع نخست · شماره 17تو را که گوش دل است و زبان جان خوش باششاعرسایهاثرسرای سرودقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14چو تنگ شد نفس آتش از تباهی دود#15مباد سایه که جانت بماند از رفتار#16که در روندگی دایم است هستی رود#17تو را که گوش دل است و زبان جان خوش باشانتخابشده18که نازکان جهان راست با تو گفت و شنود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «سرای سرود» است.سطر پیشینکه در روندگی دایم است هستی رود→سطر بعدیکه نازکان جهان راست با تو گفت و شنود←