مصرع دوم · شماره 4که سوز سینه یخورشید در زبان من استشاعرسایهاثرهم آشیانقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1هنوز عشق تو امید بخش جان من است#2خوشا غمی که ازو شادی جهان من است#3چه شکر گویمت ای هستی یگانه ی عشق#4که سوز سینه یخورشید در زبان من استانتخابشده5اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا#6که همچنان به رهت چشم خون فشان من است#7نمی رود ز سرم این خیال خون آلود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «هم آشیان» است.سطر پیشینچه شکر گویمت ای هستی یگانه ی عشق→سطر بعدیاگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا←