مصرع نخست · شماره 7نمی رود ز سرم این خیال خون آلودشاعرسایهاثرهم آشیانقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4که سوز سینه یخورشید در زبان من است#5اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا#6که همچنان به رهت چشم خون فشان من است#7نمی رود ز سرم این خیال خون آلودانتخابشده8که داس حادثه در قصد ارغوان من است#9بیا بیا که درین ظلمت دروغ و ریا#10فروغ روی تو آرایش روان من است#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «هم آشیان» است.سطر پیشینکه همچنان به رهت چشم خون فشان من است→سطر بعدیکه داس حادثه در قصد ارغوان من است←