مصرع دوم · شماره 14بمان که تیر امان تو در کمان من استشاعرسایهاثرهم آشیانقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11حکایت غم دیرین به عشق گفتم، گفت#12هنوز این همه آغاز داستان من است#13بدین نشان که تویی ای دل نشسته به خون#14بمان که تیر امان تو در کمان من استانتخابشده15اگر ز ورطه بترسی چه طرف خواهی بست#16ز طرفه ها که درین بحر بی کران من است#17زمان به دست پریشانی اش نخواهد داد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «هم آشیان» است.سطر پیشینبدین نشان که تویی ای دل نشسته به خون→سطر بعدیاگر ز ورطه بترسی چه طرف خواهی بست←