مصرع نخست · شماره 5ز دل نمی روی ای آرزوی روز بهیشاعرسایهاثریگانهقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2و گر دوباره بر آیی هزار چندانی#3چه مایه جان و جوانی که رفت در طلبت#4بیا که هر چه بخواهی هنوز ارزانی#5ز دل نمی روی ای آرزوی روز بهیانتخابشده6که چون ودیعه ی غم در نهاد انسانی#7خراب خفت تلبیس دیو نتوان بود#8بیا بیا که همان خاتم سلیمانی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «یگانه» است.سطر پیشینبیا که هر چه بخواهی هنوز ارزانی→سطر بعدیکه چون ودیعه ی غم در نهاد انسانی←