مصرع نخست · شماره 7به من ده که خورشید رخشان شومشاعرسایهاثرساقی نامهقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4که او جان جان است و جان جامه اش#5بیا ساقی آن می که خون حیات#6ازو شد روان در رگ کاینات#7به من ده که خورشید رخشان شومانتخابشده8ز گنج نهان گوهرافشان شوم#9بده ساقی آن می که جان بهار#10ازو جرعه ای خورد و شد پرنگار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «ساقی نامه» است.سطر پیشینازو شد روان در رگ کاینات→سطر بعدیز گنج نهان گوهرافشان شوم←