سطر مستقل · شماره 36هیچ کس نیست به جز شب که سیاه است و خموششاعرسایهاثرآناقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.33بانگ برمی زنم از شوق که: آنا آنا#34ناگهان می پرم از خواب گشاده آغوش#35می شود باز دو دست من و می افتد سست#36هیچ کس نیست به جز شب که سیاه است و خموشانتخابشدهدربارهٔ این سطرسطر شماره 36 از «آنا» است.سطر پیشینمی شود باز دو دست من و می افتد سست→