مصرع نخست · شماره 35 می شود باز دو دست من و .... می افتد سستشاعرسایهاثرآناقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.32می گریزد نفس خسته ام از سینه چو آه#33 ... بانگ بر می زنم از شوق که " آنا ... آنا ... "#34ناگهان می پرم از خواب ، گشاده آغوش#35 می شود باز دو دست من و .... می افتد سستانتخابشده36 هیچ کس نیست ، به جز شب که سیاه است و خاموش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 35 از «آنا» است.سطر پیشینناگهان می پرم از خواب ، گشاده آغوش→سطر بعدیهیچ کس نیست ، به جز شب که سیاه است و خاموش←