مصرع نخست · شماره 15 این است که کاروان نمی ماندشاعرسایهاثرای فرداقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12 آگاه ز رنج و آشنا با درد#13 یک مرد اگر به خاک می افتد#14 بر می خیزد به جای او صد مرد#15 این است که کاروان نمی ماندانتخابشده16 آری ز درون این شب تاریک#17 ای فردا من سوی تو می رانم#18 رنج است و درنگ نیست می تازم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «ای فردا» است.سطر پیشینبر می خیزد به جای او صد مرد→سطر بعدیآری ز درون این شب تاریک←