سطر مستقل · شماره 44اکنون ز من ترانه ی شوریدگی مخواه !شاعرسایهاثرکاروانقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.41 در هر کنار و گوشه ی این دوزخ سیاه#42 زودست ، گالیا !#43 در گوش من فسانه ی دلدادگی مخوان !#44اکنون ز من ترانه ی شوریدگی مخواه !انتخابشده45زودست ، گالیا ! نرسیده ست کاروان ...#46روزی که بازوان بلورین صبحدم#47 برداشت تیغ و پرده ی تاریک شب شکافت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 44 از «کاروان» است.سطر پیشیندر گوش من فسانه ی دلدادگی مخوان !→سطر بعدیزودست ، گالیا ! نرسیده ست کاروان ...←