سطر مستقل · شماره 46روزی که بازوان بلورین صبحدمشاعرسایهاثرکاروانقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.43 در گوش من فسانه ی دلدادگی مخوان !#44اکنون ز من ترانه ی شوریدگی مخواه !#45زودست ، گالیا ! نرسیده ست کاروان ...#46روزی که بازوان بلورین صبحدمانتخابشده47 برداشت تیغ و پرده ی تاریک شب شکافت#48روزی که آفتاب#49 از هر دریچه تافت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 46 از «کاروان» است.سطر پیشینزودست ، گالیا ! نرسیده ست کاروان ...→سطر بعدیبرداشت تیغ و پرده ی تاریک شب شکافت←