سطر مستقل · شماره 47 برداشت تیغ و پرده ی تاریک شب شکافتشاعرسایهاثرکاروانقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.44اکنون ز من ترانه ی شوریدگی مخواه !#45زودست ، گالیا ! نرسیده ست کاروان ...#46روزی که بازوان بلورین صبحدم#47 برداشت تیغ و پرده ی تاریک شب شکافتانتخابشده48روزی که آفتاب#49 از هر دریچه تافت#50 روزی که گونه و لب یاران هم نبرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 47 از «کاروان» است.سطر پیشینروزی که بازوان بلورین صبحدم→سطر بعدیروزی که آفتاب←