سطر مستقل · شماره 48روزی که آفتابشاعرسایهاثرکاروانقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.45زودست ، گالیا ! نرسیده ست کاروان ...#46روزی که بازوان بلورین صبحدم#47 برداشت تیغ و پرده ی تاریک شب شکافت#48روزی که آفتابانتخابشده49 از هر دریچه تافت#50 روزی که گونه و لب یاران هم نبرد#51 رنگ نشاط و خنده ی گم گشته بازیافت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 48 از «کاروان» است.سطر پیشینبرداشت تیغ و پرده ی تاریک شب شکافت→سطر بعدیاز هر دریچه تافت←