سطر مستقل · شماره 22 ای دریغا که دگر دشمن رفت از یادشاعرسایهاثرتشویشقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.19دشمنی دل ها را با کین خوگر کرد#20 دست ها با دشنه همدستان گشتند#21 و زمین از بدخواهی به ستوه آمد#22 ای دریغا که دگر دشمن رفت از یادانتخابشده23 وینک از سینه ی دوست#24 خون فرو می ریزد !#25 دوست کاندر بر وی گریه ی انباشته را نتوانی سر داد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 22 از «تشویش» است.سطر پیشینو زمین از بدخواهی به ستوه آمد→سطر بعدیوینک از سینه ی دوست←