سطر مستقل · شماره 26چه توان گفتمش ؟شاعرسایهاثرتشویشقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.23 وینک از سینه ی دوست#24 خون فرو می ریزد !#25 دوست کاندر بر وی گریه ی انباشته را نتوانی سر داد#26چه توان گفتمش ؟انتخابشده27 بیگانه ست#28 و سرایی که به چشم انداز پنجره اش#29 نیست درختی که بر او مرغی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 26 از «تشویش» است.سطر پیشیندوست کاندر بر وی گریه ی انباشته را نتوانی سر داد→سطر بعدیبیگانه ست←