سطر مستقل · شماره 44 بامدادان که کبوترهاشاعرسایهاثرارغوانقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.41 وز سواران خرامنده ی خورشید بپرس#42کی بر این دره ی غم می گذرند#43ارغوان ، خوشه ی خون !#44 بامدادان که کبوترهاانتخابشده45بر لب پنجره ی باز سحر غلغله می آغازند#46 جان گل رنگ مرا#47 بر سر دست بگیر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 44 از «ارغوان» است.سطر پیشینارغوان ، خوشه ی خون !→سطر بعدیبر لب پنجره ی باز سحر غلغله می آغازند←