سطر مستقل · شماره 39 باز نمی دانندشاعرسایهاثرآواز غمقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36 دیدار را جان پیش می خواهد ز عاشق#37 وانگه که رویی می نماید#38 یا چشم و ابرویی پری وار#39 باز نمی دانندانتخابشده40 نقشش نمی خوانند#41 دل می گریزانند ازو چون وحشتی افتاده در آیینه ی تار !#42 هرگز نیامد بر زبانم حرف نادلخواه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «آواز غم» است.سطر پیشینیا چشم و ابرویی پری وار→سطر بعدینقشش نمی خوانند←