مصرع نخست · شماره 55
خون چرا قی می کنم، مادر؟ مگر خون که خوردم
شاعرکاروقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 52
باری امشب فرصتی ده تا ببینم مادرم را
# - 53
سر به بالینش نهم، گویم کلام آخرم را
# - 54
گویمش مادر چه سنگین بود این باری که بردم
# - 55
خون چرا قی می کنم، مادر؟ مگر خون که خوردم
انتخابشده - 56
سرفه ها، تک سرفه ها! قلبم تبه شد، مرد. مردم
# - 57
بس کنین آخر، خدا را! جان من بر لب رسیده
# - 58
آفتاب عمر رفته... روز رفته، شب رسیده
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 55 از «هذیان یک مسلول» است.