نثر · شماره 32
آره_ از خودش میپرسید و بخودش جواب میداد . من بخیالم دیوانه شده _ یک چیزهائی میگفت که من »
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 29
نه _ حالش خوب نبود، از همان بعد از ظهر پرت میگفت، از همان مسئله ها که تو مسجد برای مردم میگه : »
# - 30
« . غسل، طهارت، از آن دنیا حرف میزد
# - 31
«. مبطلات روزه، حیض و نفاس »
# - 32
آره_ از خودش میپرسید و بخودش جواب میداد . من بخیالم دیوانه شده _ یک چیزهائی میگفت که من »
انتخابشده - 33
« _ خجالت می کشیدم
# - 34
بعد ربابه نزدیکتر به احمد شد، دست روی سر او کشید و گفت:
# - 35
پس کی فرار میکنیم؟ مگر نگفتی که عباس می گوید با یازده تومان و شش قران هم میشود یک گاو خرید؟ حال »
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 32 از «چنگال» است.