صادق هدایت
داستان ها
صادق هدایت / داستان ها
فهرست متن
اشعار و آثار
1عروسک پشت پردهسایرتعطیل تابستان شروع شده بود.←2چنگالسایرسید احمد همینکه وارد خانه شد، نگاه مظنونی ب ه دور حیاط انداخت، بعد با چوب دستی خودش ب ه در قهوه ای←3داش آکلسایرهمه اهل شیراز میدانستند که داش آکل و کاکا رستم سایه یکدیگر را با تیر میزدند . یکروز داش آکل روی←4داود گوژ پشتسایرنه ، نه ، هرگز من دنبال اینکار نخواهم رفت . باید بکلی چشم پوشید . برای دیگران خوش میآورد در صورتیکه »←5دون ژوان کرجسایرنمیدانم چطور است بعضی اشخاص به اولین برخورد، جان در یک قالب میشوند، به قول عوام جور و اخت←6فرداسایر۱مهدی زاغی←7گردابسایرهمایون با خودش زیر لب میگفت :←8زنده بگورسایراز یادداشتهای یک نفر دیوانه←9آب زندگیسایریکی بود یکی نبود غیر از خدا هیشکی نبود . یک پینه دوزی بود سه تا پسر داشت : حسنی قوزی و حس ینی کچل و←10مردی که نفسش کشتسایرنفس اژدرهاست او کی مرده است. »←11بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....سایردر زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.←12بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...سایرچیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم←13بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...سایرچند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم←14بن بستسایرشریف با چشمهای متعجب، دندانهای سفید و محکم و پیشانی کوتاه که موی انبوه سیاهی دورش را گرفته بود،←15آتش پرستسایردر اطاق یکی از مهمانخانه های پاریس طبقه سوم ، جلو پنجره ، فلاندن ۱که بتازگی از ایران برگشته بود جلو میز←16آبجی خانمسایرآبجی خانم خواهر بزرگ ماهرخ بود، ولی هر کس که سابقه نداشت و آنها را میدید ممکن نبود باور بکند که با هم←17آیینه شکستهسایربه م . مینوی←18چنگالسایرسید احمد همینکه وارد خانه شد، نگاه مظنونی ب ه دور حیاط انداخت، بعد با چوب دستی خودش ب ه در قهوه ای←