نثر · شماره 93
زن پدرش که چندی پیش کش رفته بود ب ه صورتش مالیده بود، ولی سیداحمد درین روز دیرتر از معمول بخانه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 90
شده بود و از این جهت پیوسته غمگین و خاموش بود.
# - 91
یکی از روز های زیارتی که سید جعفر و رقیه سلطان ب ه شاه عبدالعظیم رفته بودند و قرار بود که شب را در آنجا
# - 92
بمانند ربابه از غیبت زن پدرش خوشحال تر از همیشه بود، حتی کمی به خودآرائی پرداخته و از سفیداب تبریز
# - 93
زن پدرش که چندی پیش کش رفته بود ب ه صورتش مالیده بود، ولی سیداحمد درین روز دیرتر از معمول بخانه
انتخابشده - 94
آمد. هرچند بزک ربابه در نظر احمد بطرز دیگری جلوه کرد، ولی این فکر دردناک برایش آمد که ربابه حالا
# - 95
خودش را آزاد و زن مشدی غلام میداند و تاکنون هم به بهانه فرار او را گول زده، از نقشه فرار خودش منصرف
# - 96
کرد و حالا که شوهر برایش پیدا شده ماندگار خواهد بود. همینکه ربابه برادرش را دید جلو دوید و گف ت :
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 93 از «چنگال» است.